صدف‌های مخروطی

 

نرم‌تنان كلاسيك داراي صدف پوسته‌ی آهكي، پاهاي ماهيچه‌اي، سر با دهان و ارگان‌هاي حسي و توده‌ی احشايي شامل بيشتر دستگاه گوارشي، قلب، گنادها و كليه می‌باشند. در پشت ديواره‌ی بدني، مانتل است و يك چين خوردگي از اين ديواره، تشكيل حفره‌ی مانتل را مي‌دهد كه تمام محفظه‌هاي مهم نرم‌تنان را در بر مي‌گيرد.

 

صدف‌های مخروطی
از 400 گونه صدف مخروطی به جنس کونوس Conus، 18 گونه در انسان آسیب‌های زهرآگینی ایجاد می‌کنند.

 

حفره‌ی مانتل با آب يا هوا پرشده و درون‌ آن آبشش ( يا آبشش‌ها )، مقعد، نفريديوپور يا نفريديوپورها و گنادوپور ( يا گنادوپورها ) قرار دارند.

حفره‌ی بدني (سلوم) به فضاهاي كوچكي تقسيم شده و حفره‌ی پري‌كارديال كه قلب را در خود دارد و گونوسل كه گناد را در خود دارد، شامل مي‌شود. دستگاه خون‌ساز، تكامل يافته از قلب و عروقي است كه به هموسل پرفضايي كه اكثر احشاء را در خود دارد، راه مي‌يابد. كليه‌ها متانفريدياهاي بزرگي هستند. دستگاه عصبي در ناحيه‌ی سفاليك بوده و tetraneurous است. عقده‌هاي عصبي به صورت حلقه‌ی عصبي تجمع يافته و از آن‌ها چهار رشته‌ی عصبي طولي اصلي برخاسته مي‌شود. نرم‌تنان gonochoric يا هرمافروديتيك هستند.

در میان نرم‌تنان، جنس کونوس (Conus) از لحاظ پزشکی اهمیت به سزایی دارد. این جنس تنها عضو خانواده‌ی Conidae بوده ولی متنوع‌ترین در میان جانوران است؛ به گونه‌ای که در سراسر جهان تقریباً 500 جنس از آن گزارش شده‌اند. با ویژگی‌هایی که صدف این نرم‌تن دارد، می‌توان به آسانی آن را مورد شناسایی قرار داد و زیبایی صدف این نرم‌تن، بیننده را مجذوب خود می‌کند. این تنوع در شکل، نشانگر سطح بالای سازگاری این زیستمند با شرایط زیست بوده و حاکی از تنوع مورفولوژیک و بیوشیمیایی آن است.

 

صدف‌های مخروطی
صدف‌های مخروطی در آب‌های کم ژرفا، در بین توده‌های مرجانی، آبگیرها و در میان قلوه سنگ‌ها زندگی می‌کنند.

 

تعدادی از گونه‌های صدف‌های مخروطی، ماهی صید می‌کنند و از آنجا که ماهی مهره‌دار بوده، زهر صدف‌های مخروطی که برای چنین شکاری سازش یافته است می‌تواند برای انسان نیز خطر آفرین باشد.

به طور کلی، شکارهای صدف‌های مخروطی از خود آن‌ها تندتر حرکت می‌کنند و از این رو، زهر آن‌ها برای کشتن و فلج چنین شکارهای توسعه یافته است.

 

صدف‌های مخروطی
صدف‌های مخروطی دارای یک خرطوم توخالی هستند که حاوی دندانی است که در زهر شناور است. آسیب دیدگی زمانی روی می‌دهد که به این صدف‌ها دست زده شود. خرطوم می‌تواند به طول صدف گسترده شده و بنابراین امکان آسیب دیدگی در صورتی که در نقطه‌ی مقابل نیز دست زده شود امکان پذیر است.

 

یک غده‌ی مارپیچ لوله‌ای کشیده ( غده‌ی زهر)، تولید زهر می‌کند. یک برآمدگی ماهیچه‌ای در انتهای سر وجود دارد که از طریق انقباضات شدید، زهر را به انتهای دیگر فشار می‌دهد که بر پایه‌ی خرطوم پیوند دارد. خرطوم یک امتداد کشیده‌ای ماهیچه‌ای از منطقه‌ی دهانی است که می‌تواند به مقدار چشمگیری به پیش رفته و به جستجو بپردازد. رادولا (Radula) که زبان دندان‌دار کیتینی در دیگر نرم‌تنان است، در صدف‌های مخروطی به شکل نیزه‌های دندانه دار توخالی تغییر یافته است. این نیزه‌ها در درون یک ساک، نسبتاً آزاد هستند. یکی از آن‌ها انتخاب شده و به نوک خرطوم هدایت می‌شود. آن‌ها می‌توانند به صورت پیوسته جایگزین شوند.

مکانیسم حمله با گذاشتن نیزه‌ی نوک خرطوم در بدن شکار آغاز می‌شود. برآمدگی ماهیچه‌ای منقبض شده و زهر در طول خرطوم از غده‌ی زهری تا نیزه جلو رانده می‌شود.

 

صدف‌های مخروطی
هرگونه صدف مخروطی دارای تقریباً 100 پپتید یا کونوتوکسین در زهر خود است.

 

پاتوفیزیولوژی

صدف‌های مخروطی یک خرطوم توخالی حاوی یک دندان که در سم شناور است را دارا می‌باشند. مسمومیت هنگامی روی می‌دهد که به صدف‌ها دست زده شود. این خرطوم می‌تواند تا تمام طول صدف امتداد داشته باشد و از این رو می‌تواند کسی که به انتهای دیگر صدف دست می‌زند نیز مورد گزش قرار دهد.

هر گونه از صدف‌های مخروطی، تقریباً 100 پپتید یا کونوتوکسین در سم خود دارد.

از زمينه‌هاي پرجنجال فرآورده‌هاي زيستي فعال نرم‌تنان، بررسي خواص فارماکولوژيک و فيزيولوژيک سموم حلزون‌هاي مخروطي مي‌باشد. بيش از 2600 مطالعه‌ي علمي طي 20 سال گذشته بر روي اهميت توکسين‌هاي جداسازي شده از اين حلزون‌ها در پزشکي و بيولوژي سلولي انجام شده است. گونه‎هاي نرم‌تن کونوس (Conus) داراي توکسين‌هاي عصبي‌کشنده و پپتيدهاي کوچک 30-10 آمينواسيدي هستند که بعضي از اين کونوتوکسين‌ها، کانال‌هاي تنظيم‌کننده‌ي جريان پتاسيم يا سديم در ديواره‌ي سلولي اعصاب يا سلول‎هاي ماهيچه‌اي را تنظيم مي‎کنند و بعضي ديگر به گيرنده‌هاي N- متيل- D -آسپارت اتصال يافته و اجازه مي‌دهند که يون‌هاي کلسيم به درون سلول‎هاي اعصاب وارد شوند؛ بعضي نيز دارای آنتاگونيست‌هاي اختصاصي گيرنده‌هاي استيل‌کولين که در انقباض ماهيچه‌اي نقش دارند، هستند. بنابراين حلزون‎هاي دريايي مخروطي، بخش بسيار مهمي از نرم‌تنان را شامل مي‌شوند که عمده‌ي پژوهش‌هاي نرم‌تنان را به خود اختصاص داده‌اند، به‎طوري‌که چندين کونوپپتيد در حال گذران فاز باليني مي‌باشند؛ يکي از اين پپتيدها نيز در سال 2004 موفق به دريافت تأييديه‌ی FDA گرديد.

به طور کلی، زهر صدف‌های مخروطی شکل از کونوتوکسین‌هایی است که شامل نوروتوکسین‌های با وزن کم‌ملکولی هستند. فعالیت این زهرها بسیار تند است و این کنش سم با جنب و جوش و حرکت آهسته‌ی این صدف‌ها در محیط زیست قابل توجیه است. زیرا این صدف‌ها با حرکت آهسته‌ای که دارند، به دشواری می‌توانند شکار مسموم شده‌ی خود را دستگیر کنند.

اثر کونوتوکسین با بلاک گیرنده‌های ماهیچه‌ای و عصبی توأم است.

در یک تقسیم بندی کلی، زهر صدف‌های مخروطی را می‌توان به لحاظ عملکرد به دو گروه تقسیم کرد.

اولین اثر، اثر برق آسای این زهرها است که موجب بی‌حرکتی سریع شکار مورد اصابت قرار داده شده می‌شوند و این اثر از طریق پپتیدهایی است که کانال‌های سدیمی وابسته به ولتاژ را منع می‌کنند و نیز از پپتیدهایی که کانال‌های پتاسیمی را بلاک می‌کنند. این اثرات ترکیبی، موجب دیپلاریزاسیون آکسون‌هایی که در مجاورت مکان تزریق زهر قرار داشته‌اند گردیده و اثری همانند برق گرفتگی را در شکار ایجاد می‌کنند.

اثر دوم به آهستگی روی داده و شامل منع کامل انتقال ماهیچه‌ای - عصبی است که از طریق کونوپپتیدهایی که در مکان‌هایی به دور از مکان تزریق زهر (مانند اتصالات عصبی- ماهیچه‌ای) عمل می‌کنند و در نهایت موجب منع کامل انتقال عصب - ماهیچه‌ای می‌شوند، ایجاد می‌شود. صدف‌های مخروطی شکار کننده‌ی ماهی، پپتیدهای دارند که کانال‌های کلسیمی پیش سیناپسی که آزادسازی انتقال دهنده‌های عصبی را کنترل می‌کنند را منع می‌سازند. همچنین این پپتیدها، گیرنده‌های نیکوتینی پس سیناپسی و نیز کانال‌های سدیمی که با پتانسیل عمل ماهیچه‌ای سروکار دارند را نیز منع می‌سازند.

 

صدف‌های مخروطی
صدف‌های مخروطی در شب به شکار می‌پردازند و از این رو برای غواصانی که در شب به غواصی می‌پردازند خطرآفرین هستند. احتمالاً فقط صدف‌های مخروطی که ماهی می‌خورند برای انسان خطرناک می‌باشند.

 

یافته‌های بالینی

موضعی

اثرات آسیب اولیه ممکن است بدون درد تا درد جانکاه باشد که با آب شور بدتر می‌شود. زخم ممکن است التهاب یافته و متورم شود که گاهی سفید و کم خون بوده و یک منطقه‌ی سیانوتیک نیز آن را احاطه می‎کند و با لمس، کرخ به نظر می‎رسد.

 

عمومی

کرخی و مورمور شدن از مکان نیش‌گزیدگی به سراسر بدن گسترش می‌یابد (به ویژه در دهان و لب‌ها) که حدوداً 10 دقیقه زمان می‌برد. فلج عضلات از مکان آسیب گسترش یافته و ممکن است موجب هر چیزی از خستگی ناچیز تا فلج شل کامل شود. سختی بلع و دشواری در صحبت کردن ممکن است پیش از فلج کامل روی دهد. اختلالات بینایی شامل تاری دید و دوبینی (فلج عضلات اختیاری و واکنش‌های مردمکی) می‌شود. این تغییرات ممکن است طی 10 تا 30 دقیقه از زمان نیش‎گزیدگی اتفاق بیفتند. فلج تنفسی ممکن است نکته‌ی برجسته‌ی تابلوی بالینی باشد که به صورت تنفس‌های تند سطحی و چهره‌ی سیانوزی است و به سوی آپنه، بی‌هوشی و مرگ میل می‎کند. گفته می‎شود علائم دیگر در نتیجه‌ی نارسایی قلبی روی می‎دهند که البته علائم ثانویه در اثر نارسایی و فلج تنفسی می‎باشند.

 

صدف‌های مخروطی
علائم عمومی پس از آسیب دیدگی با صدف‌های مخروطی شامل ضعف و بی‌حالی، تعریق، دو دیدی، تاری دید، آفونی، دیسفاژی، فلج عضلانی عمومی، نارسایی تنفسی، کلاپس قلبی- عروقی و کما است. مرگ سریع بوده و طی دو ساعت روی می‌دهد.

 

گستردگی آسیب نوروتوکسیک، گوناگون است و بیمارانی که زنده می‌مانند طی 24 ساعت فعال گردیده و می‎توانند حرکت کنند. عوارض، به ویژه واکنش موضعی، ممکن است چند هفته به طول انجامد.

 

اقدامات تشخیصی

درخواست آزمایش‌ها، پس از مسمومیت با صدف‌های مخروطی می‌بایست بر اساس یافته‌های بالینی استوار باشد. کما، نارسایی تنفسی و افت فشارخون، یافته‌هایی هستند که حاکی از لزوم انجام اندازه‌گیری پارامترهای متابولیک سرمی، رادیوگرافی سینه و الکتروگرام می‌باشند.

 

درمان

بیمار می‌بایست در حالت استراحت کامل قرار گیرد و به او اطمینان داده شود. اندام نیز می‌بایست بی‎حرکت گذاشته شوند و بانداژ فشاری ممکن است موجب تأخیر در جذب زهر گردد.

تنفس دهان به دهان ممکن است مورد نیاز باشد و ماساژ قلبی نیز در صورتی که بیمار فاقد نبض است می‎بایست انجام شود. بیمار ممکن است شنوایی داشته باشد، ولی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند و از این رو، به اطمینان بخشی نیاز دارد. اگر بیمار در حالت شوک است بایستی پاهای وی را بالا نگه داشت.

در صورت فلج تنفسی، بیمار در بیمارستان به تنفس مصنوعی با فشار مثبت متناوب برای نگهداری فشار اکسیژن و اسیدیته خون نیاز دارد.

لوله‌گذاری راه هوایی از آسپیراسیون جلوگیری می‌کند. ماساژ قلبی، دی فیبریلاسیون و تنگ کننده‌های عروقی بر اساس شرایط بیمار مورد نیاز است. بی‌حس کننده‌های موضعی را می‌توان در زخم تزریق کرد. ممکن است مقداری ضد کولین استرازها سودمند باشند.